به گزارش نشان تولید، تهران در روزهایی که هیاهوی جنگ و اضطراب بر شهر سایه افکنده بود، شاهد تلاش گروهی از اهالی رسانه با انگیزهای مضاعف بود که گرد هم آمدند تا برنامهای را روانه آنتن کنند که هدفش نه تحلیل سیاسی، که تقویت تابآوری و بهبود حال مردم بود. برنامه «من ایرانم» از شبکه نسیم، حاصل این تلاش در دل شرایط دشوار است.
زارعان درباره چگونگی همزمانی آغاز تولید این برنامه با ایام دشوار جنگ گفت: تولید «برنامه «من ایرانم» با اجرا و کارگردانی محمدرضا شهیدیفرد زمانی کلید خورد که ما مشغول تولید و پخش همزمان برنامه «پریزاد» بودیم. «پریزاد» در آنتن شبکه نسیم با استقبال خوبی مواجه شده بود که درست بعد از پخش قسمت دهم، ناگهان جنگ آغاز شد.
موتور محرکه یک رسالت؛ از اشتیاق تا تولید
او به نقش پررنگ شهیدیفرد در شکلگیری این برنامه اشاره و بیان کرد: شهیدیفرد بعد از سالها به تلویزیون بازگشته و اشتیاق فراوانی برای تولید اثری مرتبط با جنگ داشت. حس مسئولیت، رسالت شخصی، علاقه قلبی و تجربه او در سوریه، همگی دست به دست هم داد تا این برنامه با قدرت آغاز شود. میتوان گفت «من ایرانم» برنامهای به نام محمدرضا شهیدیفرد است، چون تمام مراحل آن را با اشتیاق و علاقه شخصی خود پیش برد. من هم در جایگاه تهیهکننده، صرفاً حامی این فرایند بودم.
آغاز پخش در اوج بحران و ایجاد تراز رسانهای در لحظات سخت
زارعان ادامه داد: تنها چند روز از شروع جنگ گذشته بود که برنامه روی آنتن رفت و یک گروه سردبیری قوی پشت کار قرار گرفت. رفتهرفته، پس از گذشت پنج یا شش قسمت، برنامه توانست به تراز تازهای در تولید برنامههای رسانهای در این شرایط دست پیدا کند. برنامهای که با اهداف شبکه نسیم سازگار است؛ سیاسی نیست و رسالت خود را در حوزه فرهنگی و اجتماعی تعریف کرده است.
تابآوری اجتماعی و حفظ آرامش در جامعه هدف من ایرانم
تهیهکننده «من ایرانم» تأکید کرد: اولویت اصلی برنامه، بهبود یا حفظ حال خوب مخاطب در روزهای سخت جنگ بوده است؛ برنامه بیشتر تلاش میکند تا حال مخاطب و مردم را در روزگار سخت جنگ بهتر کند یا حداقل آن را حفظ کند. هدف ما ایجاد یک جامعه تابآور است؛ تابآوری اجتماعی که بتواند آرامش را نشان دهد و از این طریق، وحدت، همپیمانی و همراهی را در ارکان مختلف جامعه منعکس کند.
وی در ادامه ایجاد امید و پایبندی در مخاطب از طریق گفتوگو با چهرههای فرهنگی، هنری و مسئولان را از دیگر اهداف این برنامه توصیف کرد و این امر را راهی برای ایجاد آرامش در مردم در شرایط دشوار جنگ، دانست.
ضرورت گفتمان سازنده با اهل فهم و گفتوگو با مردم
زارعان ادامه داد: تابآوری اصلاً معنایش همین است اینکه ما بتوانیم گفتمانی سازنده با اهل فهم را با مردم به اشتراک بگذاریم و از راه این در واقع با مردم گفتگو و آنها را در این شرایط به آرامش دعوت و از تنشها و کشمکشهای روزگار دور کنیم.
وی با بیان اینکه برنامه به صورت روزانه با نبض اتفاقات و رویدادهای روز همراه است، افزود: شاکله اصلی برنامه همانطور که پیشتر عنوان شد، پایداری است تا مخاطب با تماشای آن امیدوارتر، خوشحالتر و پایدارتر شود؛ اما سوژهها به صورت روز پخش پیش میرود و این همزمانی با تپش جامعه اتفاق خوبی برای سازندگان است.
تهیهکننده «من ایرانم» سپس در خصوص فرایند پیش تولید و تشکیل تیم تولید در شرایط حساس جنگ گفت: بچههای تیم، بچههای عاشقی بودند و به خصوص با حضور شهیدیفرد، خلاقیت و سرعت بالایی در کل کار شکل گرفت، همه کسانی که آمدند، همپیمان، همقسم و همدل شدند، به جرئت می توان گفت که از صفر و تقریباً بدون پیش تولید به لطف خدا با سرعت به آنتن رسیدیم.
صداقت از سوی مخاطب پذیرفته میشود
علی زارعان که حالا دیگر سابقهای طولانی در برنامهسازی را در کارنامه هنری خود دارد، برنامه تلویزیونی را به یک موجود زنده تشبیه کرد که آنچه را بخواهد، جذب میکند و آنچه را نخواهد، از خود دور میسازد.
او گفت: این موجود زنده، سلولهایش همه عواملش هستند و در شرایط همدلانه، بدون شک مخاطب هم روایت صادقانه آن را میپذیرد، چراکه روایتیست که از دل برآمده و به دل مینشیند.
روایت پایداری در دل بمباران
زارعان سپس در پاسخ به این پرسش که در دل بمباران تهران ضبط برنامه چگونه ادامه مییافت، گفت: کسانی که پیگیر برنامه هستند، احتمالاً این سخن را زیاد دیدهاند که شهیدیفرد میگوید «خب به نظر میرسد که اطراف را زدند؛ صدای موشک آمد؛ ما کماکان به ضبط برنامه ادامه میدهیم».
او افزود: شاید چندین بار این اتفاق افتاد و برنامه به ضبط خود ادامه داد و به موقع به پخش رسید و این ماجرا بارها تکرار شد. البته صبوری و آرامش شهیدی فرد نیز به کل تیم روحیه مضاعف می داد و در این شرایط، به لطف خدا همه تیم خیلی عادی به کار خود ادامه میدادند.
هیچ پروتکل امنیتی اضافهای را بر برنامه حاکم نکردیم
این تهیهکننده آثار تلویزیونی در ادامه درباره نحوه تامین امنیت مسئولین دعوتشده به برنامه گفت: ترجیحی درست این بود که به اصول امنیت و پروتکلها توجه کنیم و هم اینکه مردم روایتهای مردمیتری را بشنوند. اما هر یک از مسئولین که میهمان ما شدند، هم به اشتیاق آمدند و ما هیچ پروتکل اضافه ای را بر برنامه حاکم نکردیم. مسئولین بسیار صادقانه و مانند یک شهروند در برنامه حاضر شدند و گفتگو کردند.
او در پاسخ به این سؤال که آیا کسی بوده که در این شرایط سخت پیشنهاد حضور در برنامه را رد کند، گفت: تا حالا نشده کسی نه بگوید یا مثلاً دور بایستد. حتی به نظر میرسد که هرچه پیشتر رفتیم، اشتیاق هم در مخاطبان و هم در میهمانان بیشتر شد.
در شرایط سخت، کار با احساس وظیفهای عاشقانه همراه است، نه وظیفهای معمولی زارعان در خصوص تفاوت کار در روزهای عادی و روزهای پرچالش توضیح داد: هنگامی که در شرایط خاص فعالیت میکنیم، حس بهتری داریم؛ گویی به وظیفهای عاشقانه عمل میکنیم، نه وظیفهای معمولی. در این شرایط، نه به مخاطب منتی وارد است و نه به سازمان. ما صرفاً کاری را که به طور معمول انجام میدهیم، به پیش میبریم.
وی با اشاره به مردمی که در دوران سخت، عزیزان خود را از دست دادهاند، افزود: کار اصلی را مردمی انجام دادند که زیر موشکها بودند و عزیزان خود را از دست دادند، اگر اینگونه بیندیشیم که آیا تمام تلاشهای ما حتی ارزش یک تار موی یک دختر دانشآموز شهید میناب را داشت یا خیر؟ یا در مقایسه با اندوه و فقدانهایی که خانواده آنها متحمل شدهاند، در خواهید یافت این تلاشها بسیار ناچیز و هیچ است. از این رو به باور من، تمام اصحاب رسانه که در این شرایط مشغول به کار هستند، بر این عقیدهاند که وظیفهای بسیار عادی را انجام میدهند و هیچ سختی ویژهای بر دوششان نبوده است.
«من ایرانم»؛ تجلی وحدت ملی و امید در قاب رسانه/ سختیها و دردها، عشق وطن را عمیقتر کرد
زارعان با نقل قولی از یک شاعر عرب، به تأثیر بمبارانها بر عمیقتر شدن عشق به وطن اشاره کرد و گفت: هر موشکی که به خاک فرود میآید، بذر عشق به وطن را عمیقتر میکارد. درست است که انفجار ایجاد میکند و شاید تلفات ایجاد کند، اما آنجایی که موشک میخورد به زمین، عشق به وطن را تشدید میکند. معتقدم باید از این فرصت برای خدمت بیشتر به مردم این سرزمین استفاده کرد. فکر می کنم اگر نمودار عشق به وطن را از روزهای نخست جنگ تا امروز ترسیم کنیم شاهد بالا و بالاتر رفتن آن خواهیم بود.
او ادامه داد: رسانه و به ویژه رسانه ملی می تواند این فرایند را عمیقتر و شدیدتر کند و این اتحاد و همدلی را در چنین شرایطی می توان «مائده آسمانی» نامید.
تهیهکننده برنامه افزود: «داغ و درد و اشک و آه جای خود، اما این اتحاد و همدلی اتفاقی بزرگ است. منطقاً امید همه صاحبان، همه عاملان و کارکنان رسانه هم همین است که دولتمردان از این فرصت طلایی که همه مردم همدل شدند، استفاده کنند برای خدمت بیشتر. ما جزئی از زنجیره خدمت به مردم هستیم. امیدواریم که مسئولین کشور هم بتوانند این خدمت را تسری دهند، تعالی دهند، مشربمان را وسیعتر کنیم. بی شک همه این مردم در آغوش این سرزمین زندگی میکنند، چه آنهایی که شب میروند توی خیابان و شعار میدهند، پرچم تکان میدهند، چه آنهایی که در خانهشان نشستهاند. فقط باید شرایط همدلی را بیشتر و بیشتر کنیم تا اتفاقهای بهتر برای ایرانیان بیفتد.
او در پاسخ به پرسشی درباره نحوه انتخاب دکور برنامه نیز تصریح کرد: سلیقه این برنامه مبتنی بر نگاه کارگردان است. سعی بر این بود که دکوری که خبر از آرامش، خبر از استواری و پایداری بدهد، ساخته شود. دکوری که به مخاطب بگوید اینجا تمدن کهن بوده و هست، قبل از اینکه آقای ترامپ از تمدن چیزی بداند.دکور برنامه، شاکله تمدنی دارد و عمارت تمدنی را نشان میدهد، در پی انتقال این پیام حقیقی است که حال مردم در یک تمدن، وضعیتی قویتر، عمیقتر و آرامتر از آن دارد که با تنشهایی مثل جنگ خراب شود.
«من ایرانم» در خود هم سیاست دارد هم تدبیر
در پایان، زارعان به مفهوم «من ایرانم» اشاره کرد و گفت: «من ایرانم» عنوانی است که هم سیاست و هم تدبیر را در خود دارد؛ یعنی «همه ما ایرانیم» همانگونه که هر یک از سلولهای بدن من و شما میتواند ادعا کند که کلِ ماست.







دیدگاهتان را بنویسید