به گزارش نشان تولید، در ایران نیز توسعه زیرساخت انرژی، بهویژه حرکت به سمت احداث نیروگاههای خورشیدی در زنجیره معدن و صنایع معدنی، بهعنوان یکی از پیشنیازهای استمرار تولید و توسعه این بخش مورد توجه قرار گرفته است؛ رویکردی که با هدف کاهش ریسکهای تأمین انرژی، ارتقای بهرهوری و همراستایی با روندهای نوین جهانی دنبال میشود.
از سوی دیگر، ظرفیت بالای کشور در حوزه معادن فلزی، بهویژه مس، در کنار نقش این فلز در زیرساختهای برق و فناوریهای پیشرفته، بر اهمیت راهبردی آن در اقتصاد امروز و فردای ایران میافزاید. در چنین فضایی، بررسی نسبت صنعت معدن با تحولات جهانی انرژی، فناوری و سرمایهگذاری، نه یک بحث حاشیهای، بلکه موضوعی بنیادین برای آینده اقتصاد ایران است.
در همین راستا، اردشیر سعدمحمدی، مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات در گفتوگویی به محورهایی از جمله جایگاه مس در گذار انرژی، الزامات تحول فناوری در معدنکاری، رقابتپذیری منطقهای، مسیرهای توسعه پروژهها و ضرورتهای ساختاری برای ارتقای سهم معدن در اقتصاد کشور پرداخته است.
با توجه به تحولات جهانی در حوزه انرژی، جایگاه مس در اقتصاد جهانی و سرمایهگذاریهای آینده را چگونه ارزیابی میکنید؟
اردشیر سعدمحمدی: مس امروز بهعنوان یکی از مهمترین عناصر سرمایهگذاری در اتحادیه اروپا و جهان شناخته میشود. واقعیت این است که در شرایط فعلی، حدود ۲۱ درصد از تولید انرژی در دنیا از برق تأمین میشود، حدود ۳۹ درصد از نفت، حدود ۱۳ درصد از زغالسنگ و مابقی نیز از سایر منابع انرژی حاصل میشود. اما بر اساس روندهای جهانی، در سال ۲۰۵۰ حدود ۵۱ درصد تولید انرژی از برق شکل خواهد گرفت. به این معنا که در کمتر از ۲۵ سال آینده، سهم برق در تولید انرژی جهان از ۲۱ درصد فعلی به ۵۱ درصد افزایش مییابد.
در این مسیر، مهمترین عنصر برای تحقق استراتژی جهانی موسوم به «استراتژی ۱.۵ درجه سانتیگراد»، فلز مس است. این فلز به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد خود، بهویژه در هدایت الکتریکی، جایگزین مؤثری ندارد و به همین دلیل، عنصری بیبدیل در جهان محسوب میشود. به همین علت، تقاضای جهانی برای مس سالانه حدود ۱.۶ درصد افزایش پیدا میکند و با توجه به رشد جمعیت و افزایش مصرف سرانه، این روند صعودی ادامهدار خواهد بود.
کاربردهای نوین مس در فناوریهای جدید تا چه اندازه میتواند بر اهمیت این فلز بیفزاید؟
سعدمحمدی: کاربرد مس فقط به حوزه زیرساختها محدود نمیشود. این فلز در حوزههای مختلف از جمله زیرساختهای انرژی، فناوریهای نو، میکروبزدایی و صنایع پیشرفته و زیرساختها و سیم و کابل و مفتول نقشآفرین است. اخیراً در برخی مطالعات، به نقش صفحات خاص مس در کاهش مصرف انرژی در سیستمهای تراشههای الکترونیکی اشاره شده است. این صفحات میتوانند در کاهش حرارت ایجادشده در سیستمهای مکانیکی و الکترونیکی و همچنین در بهبود خنککنندگی مؤثر باشند.
طبیعتاً هر جا مصرف انرژی کاهش یابد، سوددهی افزایش پیدا میکند و این موضوع برای جهان امروز اهمیت بسیار زیادی دارد. به همین دلیل، نقش مس در کاهش مصرف انرژی و ارتقای بازدهی سامانههای پیشرفته، از جمله موضوعات مهم و آیندهدار در دنیا به شمار میرود.
با این شرایط، ایران برای جلوگیری از عقبماندگی اقتصادی چه نسبتی باید با صنایع هایتک برقرار کند؟
سعدمحمدی: قطعاً ایران باید به سمت صنایع هایتک حرکت کند. امروز کشورهای جهان از نظر سهم صنایع پیشرفته در اقتصاد، عملاً به چند گروه تقسیم میشوند؛ کشورهایی که سهم صنایع هایتک آنها بیش از ۲۰ درصد است، کشورهایی که بین ۱۰ تا ۲۰ درصد قرار دارند، کشورهایی با سهم ۱ تا ۱۰ درصد و در نهایت کشورهایی که سهم آنها کمتر از یک درصد است. کشورهایی که زیر یک درصد قرار میگیرند، در عمل به رده چهارم اقتصاد جهانی سقوط میکنند.
اگر ما بهتدریج در صنایع هایتک سرمایهگذاری نکنیم و نتوانیم ارزش افزوده بالاتری برای کشور ایجاد کنیم، بدون تردید از منظر اقتصادی با فاصله بیشتری نسبت به کشورهای پیشرو مواجه خواهیم شد و جبران این فاصله نیز آسان نخواهد بود. بنابراین، حرکت به سمت فناوریهای پیشرفته، هم یک ضرورت اقتصادی و هم یک ضرورت علمی برای کشور است و باید در این بخش اقدامات جدیتری صورت گیرد.
در حوزه دیپلماسی معدنی و رقابت منطقهای، بهویژه در مقایسه با عربستان، چه مسیری پیشروی ایران قرار دارد؟
سعدمحمدی: ایران از ظرفیت معدنی بسیار بالایی برخوردار است و از نظر نیروی انسانی، دانش، تجربه، سابقه و توان فنی، امکان رسیدن به جایگاههای بالاتر را دارد. در مقابل، عربستان نیز طی سالهای اخیر سرمایهگذاری سنگینی در بخش معدن انجام داده و طبق برنامهریزیهایی که در کنفرانس ریاض سال گذشته مطرح شد، این کشور قصد دارد تا سال ۲۰۳۵ درآمد حاصل از بخش معدن خود را به بیش از ۷۰ میلیارد دلار برساند. این عدد، رقم بسیار قابل توجهی است.
اگر ما بخواهیم متناسب با ظرفیتهای خود حرکت کنیم، نیازمند برنامههای کلان، حرکت به سمت تکنولوژیهای پیشرفته، توسعه دانش روز، افزایش ارزش افزوده، گردش مالی بیشتر، اکتشافات نوین، استفاده از تجهیزات جدید و تغییر نگاه در ساختار معدنکاری هستیم.
برای مثال، در حال حاضر بزرگترین تراکهایی که در کشور مورد استفاده قرار میگیرد حدود ۱۳۶ تن ظرفیت دارند، در حالی که در معادن بزرگ دنیا از تراکهای ۵۵۰ تنی استفاده میشود. البته هدف من قیاس مستقیم نیست، اما حتی حرکت از تراکهای ۱۳۶ تنی به سمت ۲۴۰ تن نیز نیازمند طراحی جدید، تغییر در ارتفاع و عرض پلهها، اصلاح در تکنولوژی انفجار و بازنگری در سیستم معدنکاری است. اینها بدون برنامه، آموزش، نیروی انسانی توانمند و نگاه جدید امکانپذیر نخواهد بود.
اگر قرار است فضای رقابتی واقعی شکل بگیرد، ما باید از نظر قیمت تمامشده توان رقابت با دنیا را داشته باشیم و این امر بدون فناوری، نوسازی و تغییر رفتارهای سنتی محقق نمیشود.

















دیدگاهتان را بنویسید