به گزارش جمهور نیوز، از همان ابتدای ورود، صدای سنج و دمام جنوبی به گوش میرسید و پرچمها و فضاسازی مراسم، حالوهوای متفاوتی به محوطه داده بود. چهل موکب، هرکدام به شکلی میزبان مُحبان اهلبیت(ع) بودند. یکی چای و قهوه میداد، دیگری آش و حلیم و باقلا، و موکب دیگری با نوشیدنیهای سرد و غذاهای مختلف از مهمانان اباعبدالله الحسین (ع) پذیرایی میکرد.
اما چیزی که این شب را از یک مراسم معمولی جدا میکرد، فقط تعداد موکبها یا تنوع پذیرایی نبود. این بود که خودِ خانوادهها خادم بودند. پدران و مادران، کارکنان و فرزندانشان، دستبهدست هم داده بودند تا هرکدام گوشهای از این سفره حسینی را برپا کنند. بیآنکه مرزی میان میزبان و میهمان باقی بماند.
کمی آنسوتر، اربعین اینجا فقط برای بزرگترها روایت نمیشد. کودکان هم دنیای خودشان را داشتند. نقاشی میکشیدند، در مسابقهها و بازیهای فکری شرکت میکردند و برای گرفتن جایزه ذوق میکردند. و اینجا بود که اربعین اینجا فقط برای بزرگترها روایت نمیشد. کودکان هم سهم خودشان را از این شب داشتند، با زبان رنگها، بازی و قصهها بود که وارد دنیای خودشان میشدند.
چند قدم آنطرفتر، شترها وارد میدان شدند و کاروانی نمادین شکل گرفت. تصویری از کاروانی که قرنهاست در حافظه شیعه با کربلا گره خورده است. تعزیه و نمایش نیز روایت عاشورا را از قاب کتابها بیرون کشیده و پیش چشم مردم آورده بود. شهادت اباعبدالله الحسین(ع)، روضه حضرت رقیه(س) و روایتهایی که هرکدام بخشی از آن واقعه بزرگ را دوباره زنده میکردند.
در “خیمه هنر” عاشورا با زبان هنر روایت میشود. خطاطیهای عاشورایی بر کاغذ مینشست و در بخشهای دیگر، فضایی نمادین از بینالحرمین، آموزشهای کودکان عاشورایی، یادمان شهدای میناب و روایت شهدای مقاومت شکل گرفته بود. و در انتهای مسیر، چایخانه رضوی با حالوهوای متفاوتش، یکی دیگر از قابهای بهیادماندنی این شب بود. جایی برای مکث، چای و ادامه دادن این مسیر در فضای معنوی مراسم امشب.
در میان این همه تصویر و صدا، یک چیز بیشتر از همه به چشم میآمد؛ جمعیتی که برای یک شب، همه کنار هم بودند. بیش از ۵ هزار نفر از خانوادههای کارکنان فولاد خوزستان، در گرمای سنگین مردادماه، آمده بودند تا اربعین را نه فقط به عنوان یک آیین سوگواری، بلکه به عنوان یک تجربه جمعی از خدمت، نذر، فرهنگ و همدلی زندگی کنند.
و شاید همین، روایت اصلی این شب باشد. شبی که خانواده بزرگ شرکت فولاد خوزستان تلاش کرد تصویری از اربعین را با زبان خودش روایت کند. تصویری که در آن، چهل موکب، هنر، کودک، تعزیه، چایخانه و سفرههای نذری، همه در یک نقطه به هم میرسیدند: محبت حسین(ع).
چهارمین سوگواری اربعین حسینی خانواده فولاد خوزستان با حضور ۵ هزار نفر برگزار شد / اضافه شدن یادمان فرماندهان شهید و بخشهای هنری به آیین خادمان حسینی
محمد جامعی در جمع خبرنگاران با بیان اینکه تفاوت اساسی این برنامه با سایر مراسمها، شکلگیری موکبهای مردمی و خدمترسانی داوطلبانه خانوادههاست؛ اظهار کرد: امسال برای چهارمین سال متوالی، آیین خادمان حسینی و یاران اباعبداللهالحسین (ع) در محل جوار دریاچه ۲۰۰ دستگاه با مشارکت گسترده خانوادههای گروه بزرگ فولاد خوزستان برگزار شد.
مدیر روابط عمومی شرکت فولاد خوزستان در ادامه با اشاره به ویژگیهای منحصربهفرد این برنامه افزود: این برنامه با وجود دهها آیتم مختلف اما به نام ” چهل موکب ” شناخته شده است و دلیل تمایز آن با سایر برنامهها، شکلگیری موکبهای مردمی است. جایی که خانوادهها خودشان پذیرایی و خدمترسانی را بر عهده میگیرند و برای ساعاتی، از کارکنان و خانوادههای فولاد، خادمان حسینی میسازند.
وی با اعلام استقبال پرشور از این آیین تصریح کرد: امسال جمعیتی حدود پنج هزار نفر در این برنامه حضور داشتند که نسبت به سالهای گذشته رشد قابلتوجهی داشته است.
جامعی با اشاره به محتوای برنامه گفت: آیتمهایی مانند تعذیهخوانی، مرثیهسُرایی مداحان اهل بیت (ع) و فضاسازی مناسب، به حالوهوای معنوی ویژهای به این شب بخشیده بود.
مدیر روابط عمومی شرکت فولاد خوزستان با بیان اینکه چهارمین سال، فقط تکرار سه سال گذشته نبود، گفت: امسال بخش یادمان شهدای میناب و یادمان فرماندهان شهید را به برنامه اضافه کردیم و در بخش فرهنگی نیز به محور مقاومت با توجه به شرایط کنونی پرداخته شد.
این مقام مسئول در شرکت فولاد خوزستان ادامه داد: در بخش خیمه هنر و سایر آیتمها، آثار هنری پرمحتوا و تاثیرگذاری توسط هنرمندان ساخته شد که بازخورد بسیار خوبی از سوی شرکتکنندگان داشت.
جامعی با بیان اینکه بهترین بازخورد برنامه از زبان خود مردم شنیده میشود، خاطرنشان کرد: نکته جالب توجه اینکه افرادی که یک بار در این مراسم شرکت کردهاند، حال و هوای اربعین را در اینجا نیز تجربه میکنند و این موضوع نشاندهنده تاثیر عمیق معنوی برنامه است.
مدیر روابط عمومی شرکت فولاد خوزستان در پایان با تقدیر از همه دستاندرکاران خاطرنشان کرد: آنچه این برنامه را متمایز کرده، حضور داوطلبانه و خالصانه خانوادهها و کارکنان شرکت در نقش خادمان حسینی است و این مشارکت مردمی، سرمایه اجتماعی ارزشمندی برای این آیین معنوی به شمار میآید.
یک شب، شبیه بینالحرمین …
شهرام ملکینیا که به همراه پسر خردسالش سپهراد در این مراسم حاضر شده است، حالوهوای این شب را متفاوت توصیف میکند. او گفت که هرچند تاکنون توفیق زیارت کربلا و قدم زدن در بینالحرمین را نداشته، اما نورپردازی، فضاسازی، پرچمها، نواهای عاشورایی و حضور پرشور مردم، برای لحظاتی حس و حال بینالحرمین را برایش تداعی کرده است.
ملکینیا حضور خانوادهها را یکی از زیباترین جلوههای مراسم دانست و گفت، پدران و مادران، کودکان، کارکنان، مدیران، پیشکسوتان و بازنشستگان در کنار یکدیگر، هرکدام گوشهای از خدمت و پذیرایی را بر عهده گرفته بودند.
این شهروند اهوازی، بخشهای فرهنگی و هنری مراسم، بهویژه برنامههای کودکان، خوشنویسی، برنامههای آیینی و حضور شترها در بازآفرینی کاروان حسینی را از دیگر جلوههای قابل توجه مراسم عنوان کرد. برنامههایی که به گفته او، برای کودکان جذابیت ویژهای داشت.
او در این میان به واکنش پسرش سپهراد اشاره کرد که با دیدن موکبها و پذیراییها با تعجب کودکانه گفته بود: ” بابا، اینجا همهچیز رایگانه!”. جملهای ساده که به باور ملکینیا، فلسفه نذر، بخشش و خدمت بیچشمداشت را برای یک کودک به سادهترین شکل ممکن روایت میکرد.
شهرام ملکینیا در پایان، آنچه بیش از همه برایش ماندگار شده را نه دکورها و نه ازدحام جمعیت، بلکه کنار هم قرار گرفتن خانوادهها و شکلگیری حس همدلی دانست. همچنین برق شوق در چشمان کودکی است که برای نخستین بار، طعم مهربانی، نذر و عشق حسینی را در کنار خانوادهاش تجربه کرد. تجربهای که شاید سالها بعد، از آن به عنوان یکی از زیباترین خاطرات کودکی خود یاد کند. تجربهای که به اعتقاد او میتواند برای کودکان، خاطرهای ماندگار از فرهنگ نذر، محبت و ارادت به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بسازد.
هنر، جایی میان روضه و رنگ
یکی از غرفهداران خیمه هنر، بخشهای هنری و تعاملی را یکی از جلوههای متفاوت این شب میداند. آنچه بیشتر از همه توجهش را جلب کرده، بخش هنری ویژه کودکان، دکور یادمان شهدای مدرسه میناب و دیوارنگارههایی است که در نقاط مختلف مراسم جانمایی شده بودند.
عناصری که به گفته او، باعث شده بود مخاطب فقط شنونده و تماشاگر یک مراسم آیینی نباشد و با بخشهای مختلف آن ارتباط برقرار کند.
او معتقد است روابط عمومی فولاد خوزستان توانسته در کنار وجه معنوی مراسم، به فرهنگ و هنر نیز مجال بروز بدهد و این بخش را با نگاهی غنی و هنرمندانه پیش ببرد. موضوعی که به گفته آلکثیر، توجه بسیاری از حاضران را به خود جلب کرده بود.
این شهروند اهوازی در روایت خود از این شب، به یک نکته مهمتر هم اشاره میکند. اینکه مراسمهای آیینی معمولا بیشتر بر وجه معنوی متمرکز میشوند، اما میتوان همین مفاهیم را از دریچه هنرهای تجسمی و دیگر قالبهای هنری نیز روایت کرد.
از نگاه او، ” خیمه هنر ” نمونهای از همین نگاه متفاوت است. فضایی که توانسته پای گروههای متنوعتری از جامعه، بهویژه جوانان و هنرمندان، را به مراسم باز کند. آلکثیر معتقد است همین تنوع، نهتنها از جذابیت برنامه کم نکرده، بلکه به رشد و توسعه آن کمک کرده است.
وقتی اربعین به زبان بازی برای کودکان روایت شد
در میان غرفههای مراسم، جایی برای کودکان در نظر گرفته شده بود. اما اینجا قرار نبود بچهها فقط نقاشی بکشند و سرگرم شوند. مسئول غرفه نقاشی و فعال فرهنگی حوزه کودک و نوجوان، بیش از ۱۵ سال است که در این حوزه فعالیت میکند و به گفته خودش، امسال چهارمین سالی بود که در ” چهل موکب ” حضور داشتند. حضوری که هر سال با یک ایده تازه و متناسب با نیاز و فضای روز کودکان همراه شده است.
امسال اما یک اتفاق متفاوت در این غرفه رقم خورد. برای نخستینبار بازی ” چهل موکب ” طراحی و اجرا شد. بازیای که ایده، طراحی، تولید و اجرای آن توسط همین گروه انجام شده و قرار است مفاهیم عاشورا، موکبداری، کار جمعی، نفع عمومی و حتی زمینهسازی برای پیادهروی اربعین را با زبان بازی به کودکان آموزش دهد.
او درباره چرایی انتخاب این شیوه آموزشی میگوید کودکان مفاهیم را در قالب بازی راحتتر یاد میگیرند و آنچه را تجربه میکنند، بهتر در ذهن خود نگه میدارند؛ به همین دلیل قرار است این بازی در قالب یک بسته آموزشی تولید و در اختیار دیگر موکبها و فعالان حوزه کودک و نوجوان قرار بگیرد تا تجربه ” چهل موکب ” محدود به همین مراسم نماند.
درنهایت باید گفت؛ اربعین بیش از آنکه به یک جغرافیا وابسته باشد، به دلهایی وابسته است که برای حسین(ع) کنار یکدیگر جمع میشوند. به دلهایی وابسته است که برای حسین(ع) کنار یکدیگر جمع میشوند. چهارمین سوگواری اربعین حسینی، تنها یک مراسم سوگواری را رقم نزد. بلکه روایتی زنده از نذر، خدمت، همدلی، فرهنگ و هنر ساخت. روایتی که نشان داد میتوان دور از کربلا هم، اربعین را زندگی کرد.












دیدگاهتان را بنویسید