×
×

حماسه‌ای به نام بازگشت آب؛
زاینده‌رود جاری شد، ارومیه جان گرفت

  • کد نوشته: 5948
  • 17 خرداد 1405
  • 4 بازدید
  • 0
  • سال‌ها بود که واژه «خشکسالی» تلخ‌ترین خبر روزهای پایانی سال و آغاز بهار بود. ایرانیان در دو نقطه حساس و حیاتی کشور، سال‌ها طعم تلخ فراق آب را چشیدند؛ اصفهان با زاینده‌رود تشنه و آذربایجان با دریاچه ارومیه رو به نابودی.
    زاینده‌رود جاری شد، ارومیه جان گرفت
  • نشان تولید: سال‌ها بود که واژه «خشکسالی» تلخ‌ترین خبر روزهای پایانی سال و آغاز بهار بود. ایرانیان در دو نقطه حساس و حیاتی کشور، سال‌ها طعم تلخ فراق آب را چشیدند؛ اصفهان با زاینده‌رود تشنه و آذربایجان با دریاچه ارومیه رو به نابودی. اما این روزها، دوباره لبخند به لب‌ها بازگشته است. جاری شدن زاینده‌رود پس از سال‌ها خشکی و امیدواری از احیای دریاچه ارومیه، یکی از شیرین‌ترین رویدادهای زیست‌محیطی سال‌های اخیر ایران بوده است. شادی مردم اصفهان و تبریز نه فقط جشن احیای طبیعت، که جشن پیروزی امید بر یأس و مطالبه‌گری بر بی‌تفاوتی بود.

    زاینده‌رود؛ دوباره رود زندگی

    زاینده‌رود به معنای «رود زندگی‌بخش»، شاهرگ حیاتی اصفهان و نماد هویتی این شهر تاریخی است. سال‌ها بود که تصویر پل‌های تاریخی سی‌وسه‌پل و خواجو بر بستری خشک و بی‌آب، به نماد غم‌انگیز بحران آب در ایران تبدیل شده بود. کودکان اصفهانی تنها در کتاب‌های درسی و خاطرات پدربزرگ‌ها شنیده بودند روزگاری قایق‌ها در زاینده‌رود پارو می‌زدند.

    اما در روزهایی نه چندان دور، خبری منتشر شد که فضای مجازی و رسانه‌ها را منفجر کرد؛ «زاینده‌رود جاری شد». آب پس از هزار روز خشکی، دوباره از زیر پل‌های تاریخی عبور کرد. مردم اصفهان بی‌اختیار به سوی پل‌ها دویدند. صحنه‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد، شگفت‌انگیز بود؛ پیرمردی با چشمان اشک‌آلود، دست در آب می‌برد و زمزمه می‌کند «بالاخره برگشتی»؛ خانواده‌هایی که کنار آب نشسته بودند و بچه‌هایی که اولین بار بود آبِ روان را در شهرشان می‌دیدند.

    این شادیِ صادقانه، حاصل سال‌ها تلاش بی‌وقفه فعالان محیط زیست، کشاورزان معترض، نمایندگان امیدوار و در نهایت تصمیم‌گیری درست مسئولان بود. آبی شدن زاینده‌رود نشان داد که با مدیریت صحیح منابع آبی، تخصیص عادلانه و کاهش برداشت از بالادست، می‌توان معجزه کرد.

    دریاچه ارومیه؛ از مرگ تا زندگی دوباره

    در آن سوی کشور، دریاچه ارومیه روایت مشابه اما بزرگ‌تری داشت. دومین دریاچه شور جهان چند سال پیش در آستانه نابودی کامل قرار داشت. وسعت دریاچه که زمانی به ۵۴۰۰ کیلومترمربع می‌رسید، به کمتر از ۱۰ درصد کاهش یافته بود. نمک‌زارهای خشکیده، تبدیل به منبع ریزگردهای نمکی شده بود که سلامت میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کرد. بسیاری از کارشناسان پیش‌بینی کردند دیگر راه بازگشتی برای ارومیه وجود ندارد.

    اما ستاد احیای دریاچه ارومیه با برنامه‌ای ۱۰ ساله، کار خود را آغاز کرد. انتقال آب از سد کانی‌سیب، اصلاح الگوی کشت در حوضه آبریز، جلوگیری از برداشت‌های بی‌رویه و مهم‌تر از همه، بارش‌های خوب زمستانی و بهاری، کار را به جایی رساند که خبرهای خوش یکی پس از دیگری منتشر شدند؛ «تراز دریاچه ارومیه ۴۰ سانتی‌متر بالا رفت»، «وسعت دریاچه به سه برابر سال قبل رسید»، «بازگشت فلامینگوها به تالاب».

    تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌داد که آبیِ دریاچه بار دیگر در دل آذربایجان گسترده شده است. مردم تبریز و ارومیه و شهرهای حاشیه دریاچه، جاده‌های ساحلی را پر از جمعیتِ شاد کردند. قایق‌ها دوباره به آب انداخته شدند و صدای خنده و شادی جایگزین نگرانی و اندوه سال‌های قبل شده بود.

    پیوند دو شادی؛ معنای عمیق این بازگشت

    شاید در نگاه اول، جاری شدن یک رود در مرکز و پر شدن یک دریاچه در شمال‌غرب، دو رویداد جدا از هم به نظر برسند. اما در عمق ماجرا، این دو خبر یک پیام مشترک دارند؛ ایرانِ تشنه هنوز جان دارد، اگر اراده کنیم. خوشحالی مردم اصفهان و آذربایجان نشان داد که فراتر از همه تفاوت‌های زبانی و فرهنگی، «آب» چیزی است که همه ما را به هم پیوند می‌دهد. کشاورز اصفهانی که باغش تشنه بود و باغبان ارومیه‌ای که درختان سیبش خشک می‌شدند، یک درد مشترک داشتند و امروز یک شادی مشترک.

    اما این پایان ماجرا نیست

    با همه این خوشحالی‌ها، نباید فراموش کنیم که بحران آب در ایران حل نشده است. زاینده‌رود امروز جاری است، اما پایدار نخواهد بود مگر اینکه مدیریت مصرف در بخش کشاورزی و شرب به طور اساسی اصلاح شود. دریاچه ارومیه امروز جان گرفته، اما برای رسیدن به تراز اکولوژیک ایده‌آل، هنوز راهی دراز در پیش است. شادی مردم باید تبدیل به عزم جدی برای حفظ این دستاوردهای ارزشمند شود وگرنه ممکن است چند سال دیگر دوباره شاهد خشکی و نابودی باشیم.

    با این حال، این روزها را باید جشن گرفت. جشن استقامت مردم، جشن امید به آینده، جشن طبیعتی که اگر خوبش داشته باشیم، مهربانی را فراموش نمی‌کند. مردم اصفهان و آذربایجان این روزها با چشمانی خیس از شادی، به رود و دریاچه نگاه می‌کنند و زمزمه می‌کنند: «بالاخره برگشتی. دیگر نرو.»

    نویسنده: مریم صادقی شاد/نویسنده
    منبع: نشان تولید

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *