به گزارش نشان تولید، این روزها در تماسهایی که با سامانه ارتباط مردمی مجلس شورای اسلامی برقرار می شود و حتی در فضای مجازی، سوال های متعددی در عرصه سیاست خارجی مطرح می شود لذا سعی کردیم در خبرگزاری قوه مقننه و برنامه دایره قانون این سوالات را ساماندهی کنیم و از ابراهیم عزیزی، رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی جویا شویم.
جزئیاتی از نخستین جلسه شورای عالی امنیت ملی (شعام)، اقدامات نظارتی و تقنینی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در قبل و حین جنگ رمضان، ناگفته هایی از حضور نمایندگان در دره شیلر و جزیره خارگ، بررسی چگونگی مدیریت تنگه راهبردی هرمز، رفاقت با سرداران شهید تنگسیری و خادمی، میدان داری مردم، چوپانی که جان فدا شد، معیشت مردم و گرانی ها و … از جمله محورهای گفتوگوی تفصیلی با رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی قوه مقننه بود.
مشروح این گفتوگو در ادامه آمده است؛
سوال؛ می خواهم به نهم اسفند ماه سال گذشته، یعنی شنبه حوالی ساعت ۹ صبح بازگردیم؛ در زمانی که جنگ تحمیلی و تجاوز دشمن صهیونیستی _ آمریکایی آغاز شد، شما کجا بودید و چطور از این موضوع مطلع شدید؟
بنده شیراز بودم؛ ساعت ۹ صبح در یک مدرسه فنی و حرفه ای بودم که آقایان از تهران تماس گرفتند و عنوان کردند که همین الان، بیت مقام معظم رهبری و محدوده آن مورد حمله قرار گرفته و به نظر میاد حادثه اتفاق افتاده لذا بلافاصله حرکت کردم و فکر میکنم، تقریباً نزدیک نماز مغرب و عشاء بود که خودم را به وزارت کشور و جلسه شورای امنیت رساندم. در آن جلسه دیداری با تعدادی از مسئولین شورای امنیت کشور داشتم و در جریان کم و کیف ماجرا قرار گرفتم.
سوال؛ در مورد جزئیات نخستین جلسه شورای امنیت وزارت کشور که همزمان با آغاز جنگ برگزار شد، توضیح دهید؟
حوادثی که روز نهم اسفند اتفاق افتاده بود، مورد بررسی اولیه قرار گرفت و تدابیری برای همان روزهای اول نیاز بود، گرفته شد. به عنوان مثال موضوع حضور مردم در میادین محصول آن جلسه است. اعتقادمان این بود که باید مردم را به صحنه بیاوریم که متعاقبا دلایلی هم داشت, حتی ستونهای خودرویی که الان شبها در شهر حرکت می کنند نیز در جلسه شاک مطرح شد؛ یک دغدغهای بود مبنی بر اینکه که مردم در میادین جمع می شوند و شاید مورد هدف قرار بگیرند لذا گفتیم به صورت کاروانی در سطح شهر حرکت کنند و به صورت متحرک همه جای شهر باشند.
البته مردم بیشتر از چیزی که ما انتظار داشتیم و در جلسات دنبال میکردیم، ظاهر شدند؛ اصلا بنا به فرمایش امام شهیدمان، مردم مبعوث شدند که تشریح این امر خودش یک بحث مفصلی است زیرا مبعوث شدن حتماً دارای یکسری وظیفه، رسالت و ماموریتی است.
سوال؛ دشمن صهیونیستی _ آمریکایی پیش از آغاز این جنگ و از طریق رسانه ها، تلاش کردن به مردم القاء کنند که با شهادت مقام معظم رهبری و سایر مسئولان نظام، ارکان نظام اسلامی فرو خواهد پاشید و هرج و مرج می شود اما ما دیدیم که این اتفاق رخ نداد و حتی نیروهای مسلح مقتدرانه در لحظات اولیه، پاسخ دادند و مردم نیز بلافاصله به میدان آمدند و ایستادگی کردند که این امر نشان از وجود آمادگی و برنامه ریزی از قبل است. در رابطه با جلسات نظارتی و تقنینی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس قبل و همزمان با جنگ رمضان توضیح دهید.
گرچه در یک بازه زمانی ۴۰ روزه نبرد رمضان را تجربه کردیم اما برای بررسی همه جانبه این نبرد، باید سه مقطع قبل از شروع، در حال درگیری نظامی و زمان آتش بس را جداگانه تحلیل کنیم؛ اگر مقطع قبل از شروع را بخواهیم مورد بررسی قرار دهیم، باید به جنگ ۱۲ روزه و ۲۳ خرداد بازگردیم؛ رژیم صهیونی و آمریکایی جنگ تمام عیار به راه انداختند و از همه ظرفیتهایشان استفاده کردند اما به برکت ایستادگی، مقاومت، دوراندیشی و تدابیر حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی و امام شهیدمان، پاسخ داده شد.
در همان ساعات اولیه نبرد، فرماندهان ما همچون سلامی، حاجیزاده، باقری و غیره به شهادت رسیدند که بررسی و پرداختن به آنها و اتفاقاتی که در نبرد ۱۲ روزه رخ داد، یک فصل طولانی است. آمریکایی ها در ادامه با هدف بیرون کشیدن رژیم از باتلاقی که در آن گرفتار شده بودند، پایگاههای ما را هدف قرار دادند، مراکز هستهای ما را بمباران کردند و ما در جواب آنها، پایگاه العدید را زدیم و موازنه نبرد تغییر کرد.
در ادامه آمریکاییها دیدند شرایط طوری پیش رفته که اگر ادامه بدهند، منتهی به نابودی کامل رژیم صهیونی میشود لذا رژیم را از باتلاق این میدان بیرون کشیدند و کار به جایی رسید که تقاضای آتش بس نیز دادند.
بنابراین از آخرین روز نبرد ۱۲روزه تا قبل از نبرد رمضان، دوران پر از تلاش، اقدام و فعالیتهای آگاهانه و پیشگیرانه مبتنی بر روزهای سخت جمهوری اسلامی ایران سپری شد؛ سردار سلامی به عنوان فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شهادت رسیده بود و شهید پاکپور، در دوران جنگ به عنوان فرمانده جدید فعالیتش را شروع کرد؛ همه برآوردها مبنی بر این بود که جنگ ادامه پیدا میکند و این تهدید مجدد وجود دارد لذا تمام تلاشهای سپاه پاسداران متکی بر آماده کردن ظرفیتهایشان برای یک جنگ جدید بود.
در آن شرایط، سردار حاجیزاده شهید شدند و سردار موسوی وارث یک مجموعه با عظمتی به نام هوافضا شده است؛ آن هم با تعداد زیادی از فرماندهان هوافضای ما که هر کدام حکم ستون فقرات این حوزه را داشتند اما شهید شده بودند.
پیشبینی میشد نبرد بعدی در حوزه خلیج فارس باشد
بنابراین نیاز به سازماندهی و انتصاب مدیران و فرماندهان جدید، افزایش و تولید ذخایر موشکی و رفع اشکالاتی که در نبرد ۱۲ روزه مشخص شد، وجود داشت تا دوباره مهیای یک جنگ تمام عیاری شویم که پیشبینی میشد؛ در این میان نیروی دریایی ما و شهید تنگسیری که یک فرصت بینظیر در خلیج فارس و دریای عمان محسوب می شوند اما در نبرد ۱۲ روزه ماموریتی نداشتند و تاکید شده بود هیچ اقدامی انجام ندهند به جز داشتن آمادگی زیرا پیشبینی میشد در نبرد بعدی، حتماً حوزه خلیج فارس، حوزه اصلی درگیریها خواهد بود و نقش آفرینی اصیل در خلیج فارس انجام می شود.
در این میان تهدیدات مرزی و برون مرزی پیشبینی میشد لذا نیروی زمینی سپاه پاسداران و ارتش باید خودشان را برای یک نبرد بزرگ مهیا می کردند؛ بر این اساس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز مبتنی بر این تهدیدات، ضرورت ها و آمادگیها، وظایف خودش را طی آن مدت دنبال کرد. در آن مدت کوتاه، جلسات متعددی با فرماندهان و مسئولین نظامی، انتظامی و امنیتی برگزار کردیم و میزان سطوح آمادگیها و ضرورتهایی که آن دوره داشت و همچنین وظایفی که مجلس برای پشتیبانی از نیروهای مسلح بر عهده داشت، پیگیری شد.
به عنوان مثال در آن بازه زمانی، با شهید پاکپور فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جلسه گذاشتیم و نبرد پیش رو از زاویه ایشان تحلیل شد و مسائل مورد پیگیری قرار گرفت؛ همچنین با شهید خادمی رئیس وقت سازمان اطلاعات سپاه پاسداران نیز جلسه ای برگزار شد و تهدیدات را از زاویه دید سازمان اطلاعات سپاه پاسداران مورد بررسی، پیگیری و اقدام قرار دادیم.
در این میان همچنین ما با شهید تنگسیری، فرمانده وقت نیروی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جلسهای برگزار کردیم و اتفاقات خوبی نیز در ادامه آن جلسه به ویژه در رابطه با بودجه نیروی دریایی سپاه، رقم خورد.
اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی به شمال غرب عزیمت کردند و با سردار کرمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران در ارومیه دیدار و قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع) را مورد بازدید قرار دادند؛ در آنجا جلساتی برگزار و تهدیدات مرزی و نیازهای نیروی زمینی سپاه پاسداران مورد بررسی و احصاء قرار گرفت. همچنین در آن مقطع، بازدیدی از مرز شمال و آذربایجان به منظور بررسی تهدیدات احتمالی از این ناحیه مرز انجام شد که فکر میکنم بسیار مهم بود و آوردههای خوبی داشت.
اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس همچنین با شهید خطیب و مسئولین وزارت اطلاعات جلسهای برگزار کردند و فکر میکنم آن جلسه نزدیک به ۴ ساعت طول کشید؛ تهدیدات آینده، ضرورتها، بایدها و نبایدها از زاویه دید وزارت اطلاعات به ویژه حوادث خیابانی، شورشها، آشوبها و کودتاهای که بعدا در دی ماه شاهدش بودیم، در قبل از وقوع مورد بحث بررسی و تأکید قرار داشت.
همچنین ما در آن مقطع زمانی با سردار موسوی، فرمانده جدید هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جلسه ای برگزار کردیم که آن هم محصول خوبی به همراه داشت و بخشی از نیازهای هوافضای سپاه پاسداران مورد پیگیری قرار گرفت؛ در این راستا، آخرین گزارشی هم که از سازمان برنامه بودجه گرفتیم، هر آنچه در توافقات آمده بود، مورد اقدام قرار گرفت.
نمایندگان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی قوه مقننه همچنین با امیر حاتمی، فرمانده جدید ارتش جلسه مفصلی داشتند و مجددا جنگ پیش رو نیز از دید ارتش جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفت و تاکیداتی که ارتش در حوزه دریایی، زمینی و هوایی داشت، مورد بررسی قرار گرفت.
در آن مقطع زمانی همچنین با امیر سپهبد شهید موسوی، رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح کشورمان، بیشتر از دو تا سه جلسه برگزار شد و به خاطر دارم چهار یا پنج روز قبل از شهادت ایشان، جلسه مشترکی داشتیم؛ می توان اذعان کرد که جلسات با ستاد کل، خیلی بیشتر و مستمر بود.
همچنین جلسه مفصلی را با سردار رادان، فرمانده فراجا در قرارگاه امیرالمومنین (ع) یا همان امام علی (ع) برگزار کردیم و فکر میکنم سه یا چهار ساعت طول کشید؛ در آن جلسه تمام قرارگاه های امام علی (ع) استانها حضور داشتند و همه ابعاد ماجرا مورد بررسی قرار گرفت.
اعضای کمیسیون همچنین در آن بازه زمانی با شهید نصیری زاده، وزیر وقت دفاع جلسات مکرر و منظمی پیرامون میزان آمادگی وزارت دفاع برای پشتیبانی از نیروهای مسلح باز برگزار کردند.
وجود احتمال خطای مجدد محاسباتی دشمن پیش از جنگ رمضان
بخشی از اقدامات ما ناظر بر قبل از جنگ و پیگیری مسائل و موضوعاتی مدنظر نیروهای مسلح، وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات بود؛ این موارد بخشی از اقداماتی بود که انجام شد اما مطابق تحلیل همه فرماندهان و مسئولین در آن زمان، این احتمال وجود داشت دشمن مجدد دچار خطای محاسباتی شود؛ زیرا آنها نتوانسته بودند از جنگ ۱۲ روزه دستاوردی داشته باشند و این برداشت برایشان وجود داشت که در اغتشاشات و آشوبهای دی ماه، جمهوری اسلامی ایران دچار ضعف، کاستی و یا فاصله بین مردم و مسئولین شده است لذا پیش بینی میشد جنگ بعدی احتمالا قبل از شروع سال جدید عملیاتی شود.
این مهم در حالیست که طی آن مقطع زمانی، مذاکرات هم جریان داشت و بخشی از توان کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی معطوف به پیگیری موضوعات مذاکرات بود؛ در واقع ما پیگیر بودیم که وزارت امور خارجه چه اقداماتی انجام می دهد و مسیری که طی می شد، چقدر مبتنی بر منافع ملی و خواست ملت بود و منافع ملی ما را تامین میکرد.
بخش قابل توجهی از موفقیتها محصول مدیریت دوران بعد از جنگ ۱۲ روزه بود
بنابراین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارج قوه مقننه در حوزه نظامی با نیروهای مسلح، در حوزه اطلاعاتی با سازمانهای اطلاعاتی، در حوزه انتظامی با فراجا، در حوزه سیاسی با وزارت امور خارجه و با وزارت کشور در جلسات شورای امنیت کشور به صورت مستمر جلسه داشت و شرایط را مورد بررسی قرار داد؛ بنابراین فکر میکنم علی رغم اتفاقات رخ داده و عملیات ناجوانمردانه ای که در نهم اسفندماه و روزی که امام شهید ما به شهادت رسید، دانش آموزان مدرسه شجره طیبه در میناب به شهادت رسیدند و …، بخش قابل توجهی از موفقیتهایمان محصول مدیریت دوران بعد از جنگ ۱۲ روزه تا قبل از جنگ رمضان و آمادگی ایجاد شده بود.
نیروهای مسلح در اوج آمادگی بودند و ما نیز به هر میزانی که نیروهای مسلح در حوزه قانون گذاری، پشتیبانی و بودجه احتیاج به کمک داشتند، دنبال کردیم. اتفاقاً ایام قبل از جنگ رمضان مصادف بود با زمان تصویب نهایی بودجه نیروهای مسلح که اتفاقات خوبی نیز رقم خورد؛ ما نمیتوانیم بگوییم که همه نیازهایشان را تامین کردیم ولی میزان بودجهای که دولت در لایحه آورده بود و بودجهای که ما در مجلس به تصویب رساندیم و ابلاغ شد را کنار هم قرار دهیم، آن وقت میزان تلاشهایی که مجلس برای پشتیبانی از نیروهای مسلح انجام داد، مشهود خواهد شد.
سوال؛ پیش از جنگ رمضان، تهدیدات زیادی از سوی مرزهای غربی کشور مطرح میشد و حتی مسئله حمله نظامی نیز رسانه ای شد اما شما به همراه چند تن از اعضای کمیسیون به نوار غربی کشور سفر کردید؛ چه اتفاقی افتاد که علی رغم وجود این تهدیدها، این تصمیم را گرفتید؟ در آن زمان فضای مرز چطور بود؟
مرز شمال غرب از گذشتههای دور و حتی آن زمانی که خودم به عنوان یک رزمنده در سال ۱۳۶۰ الی ۱۳۶۱ وارد عرصه شدم، دارای التهابات بوده و تلاش هایی برای واگرایی قومی در آن منطقه دنبال میشد؛ البته این حرکت و اقدام دشمن در همان سالهای ۱۳۶۱ الی ۱۳۶۳ نیز ادامه داشت و خسارتهایی هم وارد کرد اما مردان بزرگی در آن دیار حاضر شدند و کارهای زیربنایی، مدبرانه و متکی و مبتنی بر رویکردهای مردمی به اجرا گذاشتند. شهید بروجردی رحمت الله علیه در رأس همه آنها بود و شهید کاوه و خیلی از فرماندهان دیگری هم بودند که منشاء اقدامات زیربنایی در کردستان شدند.
بر این اساس همواره شاهد وجود یکسری احزاب واگرا، وابسته و واداده به دشمن مانند کوموله و دموکرات بودیم؛ پیشبینی میکردیم که اگر دشمن مجدداً دست به اقدامی بزند، از حوزه مرزهای زمینی، تهدیدات ما بیشتر متوجه مرزهای شمال غرب کشور خواهد بود زیرا این امر سابقه طولانی داشته و دلیلی مانند وجود کینه خصمانه برخی احزاب نسبت به ملت ایران به ویژه مردم کُرد وجود دارد.
نباید فراموش کرد بخش عظیمی از موفقیتهایی که در آن سالها متوجه جمهوری اسلامی شد، به واسطه آگاهی، بینش و اقدامات به موقع خود مردم عزیز کردستان و آذربایجان غربی بود؛ به یاد دارم سازمان پیشمرگههای کُرد به سمت پاکسازی مناطق از عناصر خائن رفتند یا گردانهای جندالله نیز چنین رویه ای داشتند؛ در واقع همه موفقیتهای ما در دهه ۶۰ به خاطر حضور نیروهای نظامی و انتظامی نبود بلکه خود مردم به ویژه مردم غیور کردستان و آذربایجان غربی نقش بزرگی در تامین امنیت و فراری دادن عناصر ضد انقلاب داشتند.
باید یادآور شد: ما توافقنامه امنیتی با عراق داریم که باید مفاد آن توافقنامه به اجرا گذاشته شود که البته بخش هایی از آن به اجرا گذاشت شده است. این مهم درحالیست که احزاب یاد شده، همیشه آن سوی مرز تحرکاتی داشتند و می آمدند و آسیبهایی را به مردم وارد میکردند. متاسفانه آنها با دشمنانمان مانند رژیم صهیونی و آمریکاییها همپیمان هستند.
سفر به نوار غربی با توجه به تحرکات دشمن در مناطق مرزی
بنابراین مطابق تحلیلها پیش بینی میشد، مرز شمال غرب ما در حوزه زمینی نیازمند توجه بیشتر است؛ البته این معناش آن نیست که ما حوزه جنوب غرب یا غرب را نادیده بگیریم. بر این اساس ما بازدیدی از استان آذربایجان غربی داشتیم و جلسات بسیار خوبی با فرماندهان، مسئولین و شورای تامین استان در ارومیه برگزار کردیم. همچنین بازدیدی از مرز و پایگاههای مرزی صورت گرفت و جلسه ای در قرارگاه حمزه سیدالشهداء برگزار شد.
در این میان نکته ای وجود داشت مبنی بر اینکه در جنگ ۱۲ روزه، از کشور آذربایجان و عراق و همینطور مرز شمال غرب به ویژه دره شیلر و محدوده سردشت و شهرستانهای مرزی، ورود ریز پرندهها، پهپادها و هواپیماهای دشمن زیاد گزارش میشد لذا برای بررسی این موضوع نیز باید میرفتیم و به صورت زمینی آنجا را میدیدیم و پای صحبت فرماندهان و مسئولین مینشستیم.
می توان گفت بازدید از استان آذربایجان غربی و قرارگاه حمزه به دید ما نسبت به منطقه و اقدامات احتمالی دشمن خیلی کمک کرد؛ همچنین با توجه به ماموریت نیروهای مسلح به ویژه قرارگاه حمزه سیدالشهداء در منطقه، مشکلات و نیازهایشان بررسی و پیگیری شد؛ بخش قابل توجهی از آن موارد به نیروهای مسلح و ردههای سپاه منعکس شد. البته ما در ایامی جنگ ۴۰ روزه که مصادف با ماه مبارک رمضان بود، دوباره به استان آذربایجان غربی و قرارگاه حمزه سیدالشهداء رفتیم. یعنی در زمان اوج جنگ، دیداری با فرماندهان و مسئولین قرارگاه حمزه سیدالشهداء در منطقه داشتیم. همچنین در زمان جنگ رمضان به استان های دیگری مانند بوشهر و جزیره خارگ نیز سفر کردیم.
سوال؛ دشمن از طریق رسانهها داشت تلاش میکرد عنوان کند که مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران در پناهگاه ها هستند ولی شما همزمان با تهدیدات جنگ، جلسات کمیسیون را برگزار کردید، به مرزهای غربی کشور و جزیره خارگ سر کردید. آیا همه نمایندگان پای کار کمیسیون در شرایط جنگی بودند یا خیر؟
برگزاری بیش از ۲۵ جلسه کمیسیون امنیت ملی از آغاز جنگ تحمیلی اخیر
از اولین روز جنگ تا الان، حداقل بالغ بر ۲۵ جلسه کمیسیون با حضور اکثریت اعضاء برگزار شده است؛ به یاد دارم در روزهای دوم، سوم و چهارم، اگر میخواستیم جلسات را یک روز در میان برگزار کنیم، همکاران گلایه میکردند و میگفتند هر روز جلسات برگزار شود.
در این جلسات، آخرین اخبار و گزارشها مطرح و حوادثی که اتفاق افتاده بود و احتمالاتی که وجود داشت و کارهایی که لازم بود توسط همکاران و از طریق دستگاههای اجرایی استانها دنبال میشد؛ به عنوان مثال پیشبینی میشد دشمن به نوار مرزی بیاید لذا جمعبندی شد که کمیسیون به نوار مرزی عزیمت کند و از آنجا بازدید داشته باشد تا از نزدیک، تحولات مرزی زمینی ر مورد بررسی قرار بدهد. این مهم در حالی بود که تهدیدها جدی بود.
البته باید یادآور شد احزاب منحله، جریان ضد انقلاب، دشمن آمریکایی، رژیم صهیونیستی و دیگر هم پیمانان آنها نتوانستند اقدام زمینی انجام دهند؛ به عبارتی اینطور نبود که نخواستند و نیامدند پس تحلیل ها اشتباه بود بلکه واقعاً آمدند و به مرز جمهوری اسلامی هم چسبیدند ولی برخورد محکم، قاطع و بازدارنده با آنها انجام شد.
آمریکا میخواست از مرز به صورت زمینی اقدامی کند اما نمیتوانست
به یاد دارم در روز سوم یا ششم جنگ در قرارگاه رمضان بودم و فرمانده قرارگاه میگفت تاکنون ۲۵۶ موشک و پهپاد به مقرهای ضد انقلاب زدیم؛ آمریکایی ها و خیلی از آنها خواستند اما نتوانستند و حتی این موضوع در برخی از مکالماتشان وجود دارد مبنی بر اینکه میخواهیم اقدام کنیم اما نمیتوانیم و امکانش برامیان میسر نیست. اینکه رئیس جمهور آمریکا می گوید سلاح دادیم اما هیچ غلطی نکردند، درست است زیرا نتوانستند غلطی انجام دهند؛ علت این موضوع هم بالا بودن میزان آمادگیها بود.
بنده به اتفاق چند تن از همکارانم به دره شیلر رفتم؛ روزی که رفتیم، درجه سرما و سوزش سرما بین منفی ۲۰ تا ۲۵ درجه زیر صفر بود. من که سالها در آنجا خدمت کرده بودم و با آب و هوای منطقه تا حدودی آشنایی داشتم، واقعاً چنین سرمایی را هیچ وقت ندیده بودم. دشمن مقرها و پایگاه ها را زده بود. صورت ها و دستای بچههای مرزبانی قرمز شده بود و یخ کرده بودند و مقر و پایگاه هم نداشتند.
آنها در همان خاکریز مرزی و کنار میله مرزی ایستاده بودند و مقداری چوب و هیزم جمع کردند و آتیش درست کردند. در واقع آنها ایستاده بودند و تجهیزات توپخانه و نفربر را مستقر کرده بودند تا فردی از دره شیلر وارد نشود.
این سفر محصول یک تصمیم در جلسه بود که از کرمانشاه شروع و جلسه با قرارگاه نجف اشرف و شورای تامین استان شروع شد؛ سپس ما به مرز جوانرود، پاوه نوسود و حتی تا روستای شیخ صله رفتیم. آن روز شایعه کرده بودند که شیخ صله را تخلیه کردند و ممکن است مورد تصرف قرار بگیرد اما ما رفتیم آنجا، با مردم صحبت کردیم، نیروهای مسلح نیز حضور داشتند و به عبارتی زندگی جریان داشت.
سپس به استان کردستان رفتیم و جلسه ای با شورای تامین استان برگزار شد که مسائل و موضوعات کردستان مورد بحث قرار گرفت؛ بعضی از موضوعات بلافاصله در همانجا مورد تماس و پیگیری قرار گرفت. به عنوان مثال دره شیلر در حوزه استان کردستان و سقز قرار دارد لذا کمبودها و نیازهایی داشتند بلافاصله از طریق سازمان برنامه بودجه دنبال شد. بخشی از موارد حل شد و گفتند کمک میدهیم.
در ادامه به استان آذربایجان غربی رفتیم و جلسات و دیدارهایی با قرارگاه حمزه سیدالشهداء برگزار شد و بازدیدهای از مرز صورت گرفت؛ این امر همزمان شد با روز جهانی قدس لذا همکارانی که با بنده در استان حاضر بودند، به برخی از شهرستانها رفتند و در روز قدس برای مردم سخنرانی کردند. بنده هم در میدان مرکزی ارومیه و در جمع اجتماع کنندگان روز قدس حضور داشتم.
پیگیری و حل مشکلات بلافاصله پس از هر جلسه و بازدید در همان مقطع جنگی
سپس به بوشهر رفتیم؛ جزیره خارگ و نیروگاه بوشهر از جمله موضوعات مهم در این سفر بود؛ همکاران ما اصرار داشتند که به جزیره خارگ برویم. اسکله T، آخرین وضعیت صادرات نفت، مشکلاتی که در حوزه پدافند جزیره بود، نیازهای نیروهای مسلح و … بررسی شد؛ همچنین جلسه ای با فرماندار و مسئولین نیروهای مسلح در جزیره خارگ داشتیم. فکر میکنم این بازدیدها خودش چند پیام داشت؛ نخست اینکه نمایندگان مردم در مجلس به صورت میدانی حضور پیدا می کنند و مشکلات را بررسی می کنند. شناخت مشکلات خیلی مهم است؛ به عنوان مثال بچههایی که در سرمای دره شیلر بودند، یک سری نیازهای اولیه ای داشتند که بلافاصله از طریق استانداری کردستان پیگیری و تامین شد. بنابراین حل کردن مشکلات فی نفسه در همان مقطع خیلی کمک می کند.
همچنین در جزیره خارگ، فرمانده ارشد مشکلاتی داشت که بلافاصله ما آنها را از طریق وزیر نفت پیگیری کردیم.
سوال؛ حین این بازدیدها، با مردم دیدار داشتید؟ حرف و خواسته ای که مطرح می کردند، چه بود؟.
مقاومت، ایستادگی و تنبیه آمریکا و رژیم صهیونی مطالبه و خواهش مردم در هر دیدار و بازدیدی بود
به عنوان مثال در این بازدید ها، مردم جزیره خارگ عمدتاً بر ایستادگی و مقاومت تاکید داشتند. وقتی در روز قدس و آذربایجان غربی بودیم، خیلی از مردم میگفتند که ما تا پای جان ایستادیم لذا پیام مردم در این ایام، صرفا منوط به ایستادگی، مقاومت، شجاعت و نترسیدن بود؛ همه تاکید داشتند که باید تا پایان این ماجرا و تنبیه قطعی دشمن برویم.
طی این مدت ندیدم مردم بگویند آتش بس یا مذاکره کنید اما هر فردی که ما را میشناخت، میگفت خواهش میکنم این رژیم و آمریکا را تنبیه کنید. در واقع خواسته مردم از جنس مقاومت و مبارزه، تنبیه و پشیمانسازی متجاوز بود. خواسته مردم در این مدت، متکی و مبتنی بر روحیه مقاومت و مبارزه بود. در میادین تهران نیز همه صحبت از ایستادگی می کنند که این همان مبعوث شدن است.
این روحیه بخشی از رسالت مبعوث شدن است که افراد باید با شجاعت، انگیزه، اعتقاد، ایمان و اراده وارد میدان شوند و ترسی نداشته باشند؛ به قول شهید سلیمانی” نهراسیم و نهراسانیم “.
سوال؛ یکی از موضوعات مهمی که این روزها مورد بحث قرار دارد، مدیریت تنگه راهبردی هرمز و اجرای نظم نوین از سوی جمهوری اسلامی اسلامی ایران است. طبیعتا برای این اقدام نیاز به قانونگذاری است و کمیسیون تخصصی شما در این زمینه طرحی را تدوین و بررسی کرد. در خصوص جزئیات این طرح نکاتی را تشریح کنید.
من در یک گفتگوی تلویزیونی گفتم که جمهوری اسلامی ایران ظرفیتهای قدرتساز بینظیری دارد که شاید سایر نظامات سیاسی از آنها بیبهره یا کم بهره هستند؛ اولین ظرفیت قدرت ساز برای ما، ایمان است. ایمان و اعتقادات مردم، یک ظرفیت بینظیر قدرتساز محسوب می شود زیرا مردم پای دین و آرمانهای دینی خود میایستند. این رویه از ابتدای پیروزی انقلاب وجود داشته لذا میبینیم وقتی پای ارزشهای دینی وسط میاید، مردم آنجا حضور دارند.
تشبیه مردم ایران به فرمول اِمولسیون آب و روغن به جهت یکپارپگی در روزهای سخت
ما امروز به این امر فرهنگ عاشورایی می گوییم؛ این فرهنگ عاشورا و رمضان قدرت ساز است. در واقع این که بعضی مواقع می گوییم ما درس گرفته از مکتب شعب ابیطالب هستیم، یعنی محاصره اقتصادی هم نمیتواند ایمانها و اراده هایمان را مورد خدشه قرار بدهد. همچنین اراده و وحدت مردم بینظیر مردم نیز از دیگر ارکان قدرت ساز محسوب می شود. به یاد دارم یکی از تئوریسینهای سیاسی عنوان کرده بود، مردم ایران همانند فرمول اِمولسیون آب و روغن هستند؛ در واقع این تئوری می گوید وقتی حادثه ای مانند جنگ برای ایرانیان اتفاق میفتد و شرایطی برای کشورشان رخ می دهد، آنها همانند آب و روغن یکی میشوند و اصلاً نمی توان فهمید چه کسی گرایشی چپی و چه کسی گرایش راست دارد. همه مذاهب، گروهها و اقوام با همدیگر متحد می شوند. به عبارتی ایرانیان بر اساس فرمان الهی ” اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُوا ” عمل می کنند. به عنوان مثال در جنگ رمضان مشاهده شد که همه اقوام ایرانی، گروهها، شخصیتها، مذاهب و علمای اهل سنت، پیام ایستادگی، مقاومت و مبارزه با دشمن سر دادند.
نیروهای مسلح ما متکی بر ایمان، اراده و باورهای الهی از دیگر ارکان قدرت ساز هستند که شهادت را سعادت می دانند و کارهایی انجام می دهند که جهان متحیر می ماند؛ شاید از حیث تبلیغاتی هر موشک یک پیام دارای اهمیت باشد اما واقعاً هر موشک یک پیام در ذات خودش داشت.
نیروی دریایی ما با آن شجاعت، رشادت و از خودگذشتگی، نیروی زمینی، موشکی، هستهای و منطقهای ما از دیگر ارکان قدرت ساز تلقی می شوند.
این موارد ظرفیتهایی هستند که بقیه جهان از آنها برخوردار نیستند؛ اینکه ما جبههای داریم به نام جبههی قدرت آفرین مقاومت که صرفا برای ما نیست بلکه همه جبهه مقاومت در کنار هم فعالیت می کنند، قدرت ساز است. ما به پشتیبانی از عراق و عراق به پشتیبانی از حزب الله، ما به پشتیبانی از حزب الله، حزب الله به پشتیبانی از ما، انصارالله به پشتیبانی از ما و ما به پشتیبانی از انصارالله اقدام می کنیم که قدرت محسوب می شود و نباید نادیده گرفته شود.
در این میان ما یک ظرفیت قدرت ساز دیگری داریم که کم از آن استفاده کرده ایم که آن هم موقعیت منحصر به فرد جغرافیایی است. تنگه هرمز که به متعلق به جمهوری اسلامی است یکی از ظرفیت های جغرافیایی محسوب می شود که قدرت ساز بوده اما بالقوه بوده و بالفعل نشده است.
جمهوری اسلامی ایران می خواهد امروز به دلایل مختلف مانند تولید قدرت، تولید اقتصادی، قدرت دفاعی و امنیتی، ایجاد خدمات دریایی و … از این ظرفیت استفاده کند. در دنیا چهارده نقطه استراتژیک وجود دارد که تنگه هرمز یک نقطه بی نظیر آن محسوب می شود.
امام شهیدمان که روح آن مرد بزرگ و الهی، همیشه جاودانه است، با رهبری حکیمانه، شجاعانه و بینظیر خود موجب شدند بخش اعظم آنچه که امروز داریم، از تدابیر امامین انقلاب باشد. ما وعده کردیم جنگ شروع بشود، جنگ منطقهای خواهد بود و تنگه هرمز را اعمال مدیریت میکنیم. از روز نخست جنگ نیز این کار را انجام دادیم و همچنان هم اجرایی می شود و بنا به تدابیر رهبر حکیم و عزیز انقلاب اسلامی نیز قطعاً در آینده هم انجام خواهد شد.
ایشان در پیام آخر خود در رابطه با خلیج فارس و نظم نوین، فرصت اتصال اقتصاد جهان، ایجاد حاکمیت ایران، گرفتن خسارت، غرامت و .. را مطرح کردند لذا مجلس وظیفه دارد در این راستا اقدام کند. به یاد دارم در حال بازگشت از بوشهر بودم که برخی از دوستان از شورای عالی امنیت ملی تماس گرفتند و بیان کردند که طرحهایی به ما رسیده و اگر می شود این طرحها را یکپارچه کنید.
اخذ نظرات همه نهادهای مسئول و ستاد کل نیروهای مسلح برای تصویب طرح تنگه هرمز
متقابلا همکاران نیز طرحهایی را در سامانه مجلس بارگذاری کرده و پیشنهادهایی داشتند. بر این اساس آن طرحی که در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی به جمع بندی نهایی رسیده و در سامانه مجلس نیز بارگذاری شده و انشاءالله زمانی که مجلس شروع به کار کند باید مورد بررسی قرار بگیرد، طرح تامین امنیت و پیشرفت خلیج فارس و تنگه هرمز است. این یکی از طرحهایی است که کمیسیون آماده کرده و طرح جامع و کاملی محسوب می شود؛ چراکه نظرات اکثر کمیسیون ها اخذ شده و طی چند جلسه با حضور برادر بسیار خوب، آقای نیکزاد بررسی شد.
همچنین با شورای نگهبان هماهنگیهای اولیه شده و با وزارت امور خارجه نیز چند جلسه برگزار شد؛ در این میان نظرات نهادهای مسئول و ستاد کل نیروهای مسلح نیز دریافت شد لذا منتظریم مجموع نظرات همه افراد که کتبی یا شفاهی اعلام کردند، در زمانی که وارد صحن شد، مورد بررسی قرار بگیرد. حتماً همکاران نظرات تکمیلی دارند و ما مطمئن هستیم که اگر این طرح هرچه زودتر تبدیل به قانون شود، یک قدرت بینظیر برای نیروهای مسلح خواهد بود و تکلیف سایر دستگاهها را مشخص خواهد کرد.
برای تدوین این طرح به قوانین بینالمللی هم توجه شده است. همچنین پیش بینی شده در صورتی که لازم باشد، دولت میتواند موافقتنامهای را با کشورهای دیگر در این زمینه منعقد کند.
طرح اقدام متقابل توسط نیروهای نظامی و امنیتی روی میز کمیسیون امنیت ملی
البته ما چند طرح دیگر را در طول چند مدتی که از شروع جنگ سوم گذشت، آماده کردیم که طرح اقدام متقابل توسط نیروهای نظامی و امنیتی از جمله آنها است. ما معتقد هستیم که رئیس جمهور پلید آمریکا و نخست وزیر نحس و ننگین صهیونی و فرمانده سنتکام باید مورد برخورد و اقدام متقابل قرار بگیرند. همان اقدامی که منتهی به شهادت امام شهید ما شد زیرا این حق ما است. ما این حق را با پایان جنگ و پیروزیهایی که در جنگ به دست آوردیم، جدا میدانیم. در واقع همانطور که رئیس جمهور آمریکا دستور داد امام ما را شهید کنند، باید به دست هر مسلمان و آزادهای مورد برخورد قرار بگیرد.
بنابراین در طرح مذکور پیش بینی شده چنانچه افراد حقیقی و حقوقی این رسالت دینی و اعتقادی را انجام دهد، دولت موظف است۵۰ میلیون یورو به عنوان پاداش بپردازد. همچنین پیش بینی شده فرماندهان وقت سنتکام باید مورد برخورد قرار بگیرند و باید پیگیری های حقوقی جمهوری اسلامی دنبال شود تا همه کسانی که این اقدام ننگین را انجام دادند، مورد پیگیری حقوقی قرار بگیرند.
طرح تشکیل جلسات مجلس در زمان جنگ، بحران و حوادث غیر مترقبه آماده شده است
باید یادآور شد طرح تشکیل جلسات مجلس در زمان جنگ، بحران و حوادث غیر مترقبه نیز آماده شده و بارگذاری کرده ایم؛ مجلس نباید در شرایطی مثل جنگ و بحران و حوادث غیر مترقبه تعطیل شود. البته منظور صحن مجلس است وگرنه کمیسیونها که جلسه دارند. این امر از موضوعات بسیار مهم و خلاءهای ما در حوزه قانون گذاری است.
سوال؛ در بازه زمانی جنگ رمضان، سخت ترین روز برای شما چه موقع بود؟
سختترین روز برای من، روز اول بود که رهبر فقید و شهید ما جاودانه شد؛ همه ما برای همیشه و تا ابد، داغدار شدیم و هیچ وقت هم فراموش نخواهیم کرد.
من شیراز بودم و بلافاصله خودم را به تهران رساندم؛ هنوز خبر قطعی را نداشتیم اما همان ساعاتی که از نیمه شب گذشته بود و خبر شهادت امام شهید از طریق صدا و سیما اعلام شد، دو فرزند دخترم و مادرشان بی تاب شدند و خیلی گریه کردند تا حدی که من تازه دنبال آروم کردن آنها بودم.
جدا از امام شهیدمان، در میان فرماندهان و مسئولینی که هر کدام همانند ستون فقراتی برای جمهوری اسلامی ایران بودند نیز شهادت سردار تنگسیری روی من خیلی خیلی اثرگذاشت. ما با هم رفاقت داشتیم و چند روز قبل از جنگ هم در ستاد نیرو دریایی با هم دیدار داشتیم. روز شهادت ایشان، بنده بوشهر بودم و با فرمانده منطقه دریای بوشهر جلسه داشتم؛ خبر شهادت سردار تنگسیری را از فرمانده منطقه دریایی که با هم جلسه داشتیم شنیدم.
شهادت سردار خادمی هم به دلیل وجود روابط نزدیکی که داشتیم روی من تاثیرگذار بود. بنده با شهید امیر موسوی پنج روز قبل از شهادتشان جلسه داشتیم لذا با اکثر عزیزانی که در این جنگ شهید شدند، به تناسب وظایفی که داشتیم، ارتباطاتمان، رفت و آمدها و تماسها خیلی زیاد بود.
سوال؛ در حاشیه وقوع جنگ رمضان، ما شاهد رفت و آمدهای مقامات کشورمان به برخی از کشورها همچون روسیه بودیم. این موضوع برای غربی ها ناراحت کننده بود. علت چیست؟
وزیر امور خارجه در کمیسیون حاضر شد و گزارشی از سفرها ارائه کرد که نکته بسیار برجستهای داشت؛ آقای عراقچی گفت آقای پوتین در این سفر عجیب تحت تاثیر صلابت و اقتدار نیروهای مسلح قرار گرفته بود. وی عنوان کرد آقای پوتین گفت که من این عظمت، اقتدار و شجاعت را باورم نمیشد. در واقع همه مات و مبهوت اقتدار نیروهای مسلح و مردم شدند.
احترام و تکریم ملت ایران نکته قابل تامل در تماسهای تلفنی مقامات خارجی با ماست
آنها قبلاً میگفتند بروید و با مذاکره یا غیرمذاکره موضوع را تمام کنید اما وزیر امور خارجه گفت مثل اینکه ورق خیلی جدی برگشته است. من از سال ۱۳۶۰ تا پایان جنگ تحمیلی، جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان حضور داشتم لذا فکر نمیکنم هیچ جنگی عظمتی همانند نبرد چهل روزه رمضان داشته است. همه مورخان و کسانی که قلم های خوبی دارند، اگر ماهها بنشینند و تمام این حماسه و اقتدا را تصویر بکشند و مکتوب کنند، باز هم نمی توانند.
بنده با رئیس کمیسیون سنگال، کره جنوبی و کشورهایی که این روزها تقاضای صحبت دارند و تماس تلفنی برقرار می شود، مشخص است که لحن ها عوض شده است. وزیر امور خارجه کشورمان میگفت به جز پوتین که خیلی صریح نظرش را بیان کرد؛ قبلاً که وزرای امورخارجه آلمان، فرانسه،کشورهای اروپایی و کشورهای بعضاً آسیایی با تماس میگرفتند، احساس میشد از جایگاه متکبرانه حرف میزنند اما بعد از جنگ، هرچی زنگ میزنند و صحبت میکنند، اول احترام ویژه و تکریم ملت ایران را انجام می دهند و مشخص است که لحن و ادبیات کاملا تغییرکرده است.
سه گانه موشکی، مردم و تنگه هرمز محصول پنجاه سال تلاش آمریکا را بر باد داد
یک جورایی حساب کار دست همه آمده است؛ به عنوان مثال ژنرال مکنزی که فردی صاحب نظر بوده و بسیاری از پایگاه های منطقه حاصل تلاش های وی محسوب می شود، اعتراف می کند و می گوید سه گانه موشکی، مردم و تنگه هرمز، بلایی به سرمان آورده که ما محصول پنجاه سال تلاشمان را بر باد دادیم. وی می گوید ترامپ این بلا رو سرشان آورده است که اشاره به همان ارکان قدرت ساز موشکی، میدانداری مردم و تنگه هرمز دارد.
آیندگان قضاوت خواهند کرد؛ در واقع وقتی گرد و غبارها و فضاهای سیاسی کنار برود و بتوان برخی از حقایق را گفت، تازه معلوم می شود چه خبر بوده و چه حماسه بزرگی رقم خورده است. امیدوارم که انشالله پاسدار خوبی برای حراست از این حماسه ها باشیم.
سوال؛ حالا که دنیا فهمید ایران هم ابرقدرت جدید است، آیا برنامه های خاصی برای تقویت روابط راهبردی خصوصا با روسیه و چین داریم؟
ما باید نگاهمان را به حوزه سیاست خارجی تغییر دهیم؛ حتی اگر بخواهیم برای تاریخ جمهوری اسلامی ایران مقداری خط ممیزی قرار دهیم، باید بگوییم قبل از جنگ رمضان و بعد از جنگ رمضان. در واقع خیلی از مولفه ها تغییر کرده و دنیا نگاهی که امروز به ایران دارد را قبل از جنگ رمضان نداشت. آنها می دانند که ما هیچ مسامحه، معامله، مماشات و کوتاهی روی منافع، امنیت و عزت ملی نخواهیم داشت. برزیل مهد ورزش و فوتبال است و این روزها آنها بر روی لباسهای ورزشی خودشان نوشته اند که باید مثل مردم ایران جنگید؛ ما امروز یک الگویی از نبرد نامتقارن و در عین حال ترکیبی هستیم. این امر خودش یک مکتب دفاعی و تهاجمی و ایستادگی است.
ایستادگی در مقابل دو قدرت هستهای با راهبرد ترکیبی نامتقارن و ظرفیت مردم
ما با راهبرد ترکیبی نامتقارن و ظرفیت مردم به میدان آمدیم و جلوی حداقل دو قدرت هستهای ایستادیم. امارات قبل، حین و بعد جنگ با دشمنان همراهی و پشتیبانی کرد؛ عربستان رفتارهای خوبی از خودش بروز نداد و قطریها هم نتوانستند وظایفشان را انجام دهند. چهارده پایگاه در ساحل جنوبی خلیج فارس در اختیار دشمنان گذاشته شد اما نهایت نتیجه چی شد! آنهایی که میخواستند امنیت را برای کشورهای خلیج فارس به ارمغان بیاورند، نتوانستند امنیت خودشان را تامین کنند. اکنون آمریکایی ها اجازه ورود ندارم و فرار کردند و در چند صد مایلی اقیانوس هند لنگر انداخته اند.
آیا دستاوردی با عظمتتر و شکستی از این خفتبارتر برای آمریکا که آمده بود امنیت خلیج فارس را تامین کند اما بیرون شده است. بر این اساس در طرحی که تدوین شده ما ورود شناورهای کشورهای متخاصم و شناورهای نظامی تحت هر عنوان را ممنوع کردیم؛ واقعاً دستاوردهای بزرگ و بینظیری برای ملت ایران به دست آمده است.
انشالله که همه ما در مجلس، دولت و سایر ارکان نظام اسلامی پاسدار این دستاوردها باشیم و بپذیریم که تاریخ جمهوری اسلامی ایران قبل از انقلاب اسلامی و بعد از جنگ رمضان متفاوت است و دنیا با نگاه جدید به ایران می نگرد؛ بنابراین ما باید در حوزه های دیپلماسی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در این جایگاه خودشان را ببینند و برایش برنامه داشته باشند. مجلس هم باید مجلس بعد از جنگ رمضان باشد.
سوال؛ کمیسیون امنیت ملی مجلس در بیانیه ای که صادر کرد، به موضوع گرانی ها و معیشت مردم پرداخت. می توان مشاهده کرد که دشمنان درصدد ایجاد نارضایتی در میان مردم هستند لذا برای عبور از این شرایط، بازسازی مناطق آسیب دیده و … چه طور باید اقدام کرد؟
اولا بنده اعتقاد دارد آمارها، آمارهای قابل اعتنا و اتکا نیست و بیشتر آمارسازی برای ترساندن و هراس افکنی است. آمارها را کسانی میدهند که خیلی نقشی در این جنگ نداشتند؛ اما واقعیتی هم وجود دارد مبنی بر اینکه بالاخره ما یک جنگ را پشت سر گذاشتیم و متقابلا خساراتی داشته است و نمیتوانیم بگوییم اصلاً خسارتی نداشتیم. مثلاً وقتی عسلویه توسط دشمنان بمباران شد، نباید یک آماری بدهیم که خلاف واقعیت است و حرفی بزنیم که مردم نگران شوند بلکه باید آمار واقعی بدهیم و برداشت فنی و درست داشته باشیم؛ حتی اگر کاری را میتوانیم ظرف سه ماه به نتیجه برسانیم، نگوییم سه سال طول میکشد.
من خیلی اصرار دارم اول عده آمار سازی نکنند، دوم به ملت دروغ نگویند، سوم کاری اگر میتوانند زودتر به نتیجه برسانند بهانه نیاورند و چهارم با واقعیت وقتی برخورد کنیم، حتما مردم شرایط را می پذیرند.
مسئولین ما باید خودشان را در تراز ملتی که پیروز و فاتح این میدان است، ببینند؛ من فکر میکنم بعضی ها هنوز به این جمع بندی نرسیدند که ملت ایران در این جنگ پیروز شده است. در واقع ابرقدرتی مثل آمریکا که برای خودش سروصدایی داشت، شکست خورده، چرا باور نمیکنید! چرا برخی هنوز از جایگاه و موضع ضعف حرف میزنند! جمهوری اسلامی ایران فاتح و ملت بزرگ ایران پیروز است لذا ادبیات مسئولین ما باید منطبق با ادبیات ملت پیروز باشد.
یک زمانی موضوع رفتن ذیل فصل هفتم را مطرح می کردند و میگفتند جنگ می شود اما نتیجه چه شد؟ جنگ را تجربه کردی؛ تمام گزینه های زیر و روی میز را آوردند اما ملت پیروز شد لذا قامت مسئولین باید برافراشته باشد و در قامت ملت حرف بزنند و در میادین سیاسی و دیپلماسی جهانی حاضر شوند.
سایت هستهای اصفهان میتوانست قتلگاه آمریکاییها باشد
همکاران بخش روابط عمومی عنوان کردند در میان تماس هایی که با سامانه قوه مقننه برقرار شده، یک فرد چوپان تماس گرفته است؛ شغل بسیار مقدسی است و وی می گوید من الان همراه گوسفندهایم در بیایان هستم و اگر لازم باشد، گوسفندها را رها میکنم و هر کجا بگویید، به شما می پیوندم. این غیرت ایرانی را ثبات می کند. در اقدامی دیگر مشاهده شد که چوپان عزیزی چطور پرواز هواپیماهای آمریکایی C۱۳۰ را گزارش داد. این ملت خودش را در بیابان ها هم مسئول می داند.
باید یادآور شد اصلاً در جنوب اصفهان چه گذشت؟ بنده در ایامی که گفتم کمیسیون میرفت بازدید، وقتی از بوشهر برمیگشتم به سایت اصفهان رفتم. دشمنان هنوز نیامده در بیابان ها گرفتار شدند اما اگر وارد سایت اصفهان میشدند، می دانم چه بر سرشان می آمد؛ در واقع قتلگاهشان آنجا بود.
همچنین می توان به عشایر با غیرتمان اشاره کرد که وقتی هلیکوپتر از دَیِر وارد شد، شروع به زدنش کردند لذا باید اذعان کرد که مردم ایران چنین افرادی هستند و نباید در موردشان اشتباه کرد و تحلیل غلط داد. مردم ایران در میادین حضور دارند و همان اندازه که شجاعانه در این میدان بودند، می پذیرند بعد از جنگ مشکلات و سختی وجود دارد و در دوران پسا جنگ، حتماً با قناعت و صرف جویی، مسئولین را همراهی می کنند.
الزاماً خوب مصرف کردن به معنای کم مصرف کردن نیست بلکه خوب مصرف کردن، درست مصرف کردن آب، گاز، انرژی و … است. بر این اساس حتما مردم با مواسات همراه همدیگر هستند و از دولت و مسئولین پشتیبانی می کنند تا بتوانند وظیفه خودشان را انجام دهند.
دوران پساجنگ، دورانی است که وظایف مجلس و دولت به مراتب بیشتر از حین جنگ است
در این میان مسئولین هم وظیفه دارند با سرعت به وظایف خودشان عمل کنند و در تراز یک ملت پیروز اقدام کنند. مجلس هم وظیفه خود می داند که در دوران پساجنگ مردم را همراهی کند. فکر میکنم دوران پساجنگ ما، دورانی است که شاید وظایف ما مخصوصاً در مجلس و دولت به مراتب بیشتر از حین جنگ است؛ چراکه در زمان جنگ، نیروهای مسلح ما بودند که پرچمدار و میدان دار اصلی بودند و مردم نیز همراه آنها میدان داری کردند و اکنون وظیفه ما است که با تلاش، کار و خدمت از آنها قدردانی کنیم.
از این فرصت استفاده میکنم و از همکاران عزیزم که در طول این مدت هر روز و هر ساعت و در هر شرایطی از جنگ که نیاز بود حضور یافتند، صمیمانه سپاسگزارم. اگر ما موفق شدیم تقریباً قریب ۲۰ الی ۲۵جلسه برگزار کنیم، به مددکاری همکارانمان بود و اگر طرحها و لوایحی در این شرایط تدوین شد که به نیروهای مسلح و پیشرفت کشور کمک کند، نتیجه برگزاری برگزاری جلسات خوبی با وزراء یا سرپرست وزارت دفاع، مسئولین وزارت اطلاعات و وزارت خارجه بود.
امیدوارم همه این پیگیریهای خوبی که انجام شد، فرصتی باشد برای اینکه بتوانیم به وظایف خودمان در این مقطع تاریخی خوب عمل کنیم.







دیدگاهتان را بنویسید